X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 23 دی 1392 @ 20:01

یک لبخند

سلام به همه دوستان 

 

طبق روال ترمهای گذشته با مطالب با مزه خستگی امتحانات را از تنتون بیرون می کنم 

 

دیروز امتحان دادم اومدم برگه رو تحویل مراقب بدم یه دستمال از جیبش دراورد گوشه ورقمو گرفت انداخت رو میز؟؟؟؟؟؟ چرا این کارو کرد به نظرتون؟؟؟؟؟ 

 

آقا چه وضعشه آخه.... تا کی بی اعتمادی... تا کی ترس، نگرانی، اضطراب...؟؟؟
ما دانشجویان این مملکتی ام... مادر و پدر فردای این ملت... دانشمندان آینده... افتخار افرینان آتی
اونوقت درسته که سر جلسه امتحان مراقب میاد؟؟؟
بابا این  آخر بی اعتمادیه..... مسئولین؟  

 

وجدانا اگه من استاد شدم امتحان خواستم بگیرم میرم یه گوشه میشینم راحت به تقلب کردن اون دانشجوهای بدبخت نیگا میکنم و لذت میبرم!! هرزگاهی هم میگم فلانی گوشیتا از لای پاهات بذار تو جیبت یه رعب و وحشتی وارد کرده باشم 

 

دقت کردین یکی از بدترین حالت‌های ممکن سر امتحان اینه که هیچی ننوشته باشی و تازه بخوای ماشین حساب رو on کنی انوقت بقل دستیت می‌ره برگه دوم...!!!
حس‌هملکوتی‌ای به آدم دست میده 

 

مغز انسان پر کارترین جای بدنه و از لحظه تولد ۲۴ ساعته کار میکنه و فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم 

 

به خدا سوگند اگر سوالات امتحان را در دست راستم و جواب سوالات را در دست چپم قرار دهند باز هم حسش نیست که درس بخونم 

  

 

به امید موفقیت همه شما

نظرات (4)
علیرضا جلالی
دوشنبه 23 دی 1392 ساعت 19:52
دمت گرم
امتیاز: 1 0
قاسم
دوشنبه 23 دی 1392 ساعت 21:19
یاد برگه دومی که توی دقیقه اول مباحث منتخب گرفتم و ریوحیه همه بچه ها رو داغون کردم بخیر!
امتیاز: 1 0
پاسخ:
خیاط
سه‌شنبه 24 دی 1392 ساعت 20:22
یاد اونهایی که تو امتحان مدلسازی -سنجش عملکرد دکتر برگه دوم گرفتن
امتیاز: 1 0
آفاق شلالوند
چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت 13:24
من یاد امتحان اقتصادسنجی میفتم همون که میان ترم بود...
بعید میدونم از یادم بره اون روز
امتیاز: 1 0
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد